|
بدون خاطراتش زندگیم معنی نداره سپردم آسمون وقتی که نیست به روم بباره امید دیدن اون توی قلبم خونه داره جدایی تا به کی ؟ این فاصله اندازه داره دیگه حتی تو خوابم پا نمی ذاره دوباره هوای گریه دارم غصه دارم توی سینه خدایا اون که می خوامش بدی هرگز نبینه
ساده می گی دوستم داری همه هستی و وجودم تو می خندی به دل من بازی کردی نقشتو خوب واسه تو فرقی نداره واسه من مهم اینکه تو همونی که یه عمری تو می گفتی عشق و دوستی واسه راحتیت عزیزم از خدا می خوام که تو خواب اگه مردم سر قبرم حرف آخرو میتونی
ترس از دست دادن تو تو منو نخواستی اما پيش من بودی هميشه واسه من سخته ببينم تو رو خواستم اما سرد بود برو با چشمهاي خيسم
یه آهنگ قشنگ برای دانلود گذاشتم بنام ثانیه های باطل
امیدوارم که خوشتون بیاد . برای دانلود به ادامه ی مطلب برید .
پشت اين در هاي بسته آرزوم اينه بخوابي منم و اين دل تنگم به خدا بسته به جونم سرد و سوت و کوره کوچه اگه تو هنوزم هستي واسه اميد به فردا
دلم از آسمون گرفته بازم به من گفتي که سر تا پا نيازم دعات مي کنم تو راز و نيازم به وجودت تو زندگيم مي نازم
خيالم راحته دستاتو دارم توي رويا خيالم راحته هميشه هستي در کنارم خيالت با منه اگرچه دستام سرده سرده به من ميگه فراموشش کن اون دوستت نداره تو نامه ت دوست دارم که بخونم تهي ز دردي بعدش قاصدها رو خبر کنم بيان کنارت
حریم قلب من را پادشاهی جز تو نیست در آغوشت مرا جانی دوباره می دهی به دور گردنت حلقه زده دستان من زمان ایستاده و دستان من در دست تو
قصه ی نا تموم من تموم میشه با تو گلم وقتی رسیدم ته خط نقطه می ذارمو میرم قول میدم وقتی که رفتم نبینی ازم نشونی دوست دارم که قبل رفتن ساعتی پیشم بمونی توی باغ آشنایی لحظه ای پیشم بشینی وقتی می خندم تو چشمام رنگ احساسو ببینی بکشی دست روی موهام بگیری دست های سردم وقتی می بوسی لب هامو فکر کنم تهی ز دردم آره قلب عاشق من داره از چشات یه خواهش که روی این تن خسته بکشی دست نوازش میشکنی غرورمو تو اگه که بگی نمیشه منم عاشقونه میرم از کنارت تا همیشه وقتی رفتم جای بوسه م روی گونه هات میشینه هرکی عاشق نگات شد منو تو چشات می بینه من همیشه با تو هستم گرچه نیستم در کنارت یه روز یاد من می افتی یاد یار بی قرارت
ای قشنگترین بهانه واسه انتظار کشیدن شده آرزوی چشمام روی ماه تو رو دیدن
تو را با غم چکار آید تو را که بی وفا هستی تو را که با دلی بی رحم ز معشوقت جدا هستی تو را یک دل خدا داده که ذراتش شده از سنگ شکستی قلب من اما شده این دل برایت تنگ نفهمیدم چه شد چشمم به دنبال تو می چرخید نفهمیدم چه کردی تو که لب بی تو نمی خندید تمام روز به یاد تو چشمم تر بود لبم بسته چو شب می شد تب عشقت مرا می کرد همی خسته نشد قسمت که من باشم برایت آخرین مقصود دگر فهمیده ام که من شدم در عشق تو مردود برو ای یار دیرینم برو دیگر نمی خواهم شوم لیلی غمسوزت برو دلبر نمی خواهم
دور اسمت خط کشیدم چونکه با من بی وفایی نمی دونستم که میشه سهم من از تو جدایی تو هوای مه گرفته که میزد بارون به شیشه دستاتو خواستم بگیرم اما تو گفتی نمیشه اومدم نزدیک تا بازم ببوسم صورت ماهت اما خواهشی رو خوندم تو چشای بی گناهت مثل ابر های گرفته دل من میخواست بباره اما تو چشات میخوندم که واست فرقی نداره من واسه همیشه رفتم تا دلت آروم بگیره پاره کردم عکستو تا تو دلم عشقت بمیره تو هوای سرد و ابری دست کشیدم روی قلبم حس میکردم چیزی میگه من هنوز عاشقت هستم خسته و پیاده رفتم زیر رگبار ترانه دل بریده از تو و از همه عشاق زمانه
حذف شد . رویای سبز خیالیم !
باورم نمی شد اما
تو رو دیدمت کنارش می کشیدی دستتو رو زلف بی نقش و نگارش چشماتو تو دوخته بودی به نگاه بی قرارش تو دلت خندیدی گفتی اون یکی رو بی خیالش ارزشم واست همین بود یه خیانت دوباره راست می گفتی عاشقیمون زیادی دووم نداره تو با این همه غرورت می تونی با اون بمونی من می رم واسه همیشه شاید قدرمو بدونی
سر قبرم ای عزیزم نکنی گریه یه وقتی نمیخوام بخاطر من بشکنی یه روز به سختی تن بی روحمو دیدی چشماتو ببند تو نازم بغض سردتو نگه دار بزار من بهت بنازم یاد ایام گذشته دستامو بگیر تو دستت بو بکش عطر تنی رو که میکرده روزی مستت سرتو بزار رو شونم بزار تا خوابت بگیره با نگات بهم نفهمون که واسه این کارها دیره یادته بهم میگفتی نمیاد روز جدایی؟ پس چرا میکنی هق هق میگی عشق من کجایی؟
تو چشم من نگاه نکن غصه م میگیره نازنین باید برم از پیش تو فرصت ندارم من همین چشام پر از اشک شده بود وقتی که دیدمت با اون اصرار میکردی که نرو اینجا پیش خودم بمون اما دیگه دیر شده بود موندن من فایده نداشت دستای تو تو دست اون سرما رو قلب من گذاشت من میرم اما عزیزم بزار یادگار بمونه حرمت عشقی که داشتیم بعد رفتنم تو خونه تو میشی بازم دوباره مجنون یه عشق دیگه اما لیلی قدیمیت بعد تو عاشق نمیشه من میرم خدانگهدار اشکاتو نزار بریزه روی گونه های سردی که واسم خیلی عزیزه من میرم خدانگهدار میبرم زود تو رو از یاد می سپارم هرچی بوده بینمون به دست های باد
تو یه روز سرد برفی قلبمو پس دادی رفتی تو نگفتی کم میارم من که بی تو بی قرارم همه عاشقا می تونن تو چشای هم بخونن تو چشات عشقی رو خوندم عمرمو به پات سوزوندم دادی تو جواب کارم : که دیگه دوست ندارم میدونم دروغ می گفتی چون نگام نکردی رفتی چشمتو دوختی به جاده بردی از یادم چه ساده ولی عشق تو ٬ تو سینه هنوزم به دل می شینه رسم عاشقی همینه آخر عشق میشه کینه ولی کاش یادت بمونه رسمهای تلخ زمونه اونیکه برات می میره یه روز انتقام می گیره
تو را در قلب خود جا داده بودم ولی ترکم تو کردی بهترینم نمی دانم کجا کردم خطایی که باید از فراق تو بمیرم در این دنیای سرد و سنگی عشق که گرگانش طمعکارند و بی رحم طمع کردی تو در احساس و روحم فریبم دادی و کردی اسیرم میان آن همه نیرنگ و حیله دلم در جستجوی مهربانی برایت قصه های عاشقی خواند که شاید تو برای او بمانی ولی رفتی و گفتی بی وفا بود خودش با من دلش با یار دیگر نرنجیدم از این تهمت ولی کاش نگیری تو سراغم بار دیگر خدایا گرچه دلگیرم ز دستش اگرچه راه ما از هم جدا شد ولی طاقت ندارم من ببینم که قطره اشکی از چشمش رها شد دگر حرف دلم پایان رسیده درون سینه ام جز آه و غم نیست برایم مانده چند خاطره ی سرد که سرمایش برای مرگ کافیست
اگه رفتی و نموندی یاد تو همش باهامه میدونی نبودن تو دلیل شب گریه هامه چرا رفتی از کنارم بیشتر از من کی میخوادت راست بگو وقتی که نیستم کی شبها میاد به خوابت حالا که تحویل ساله آرزوم فقط یه چیزه شادی و خوشبختی واسه اونکه بهترین عزیزه سال نو بر تو مبارک بهترین غمخوار دیروز قدرتو ای کاش بدونه اونیکه پیشته امروز پ.ن: سال نو مبارک . |
About
گاهی سرشارم از محبت Archivesشهریور 1388مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 Links
بی عشق... ! |