تبليغاتX
عشق مومیایی شده

عشق مومیایی شده

بدون خاطراتش زندگیم معنی نداره
سپردم باد و بارون عطرشو برام بیاره

سپردم آسمون وقتی که نیست به روم بباره
نمی دونم که عشقم بی من امروز در چه حاله

امید دیدن اون توی قلبم خونه داره
با اون حتی زمستون هم برای من بهاره

جدایی تا به کی ؟ این فاصله اندازه داره
دل من از نبود اون شب و روز بی قراره

دیگه حتی تو خوابم پا نمی ذاره دوباره
من تو غربت نمی دونم که اون کدوم دیاره

هوای گریه دارم غصه دارم توی سینه
مجازات دلی که عاشقه آخه همینه

خدایا اون که می خوامش بدی هرگز نبینه
بیاد روزی که اون خوشبخت ترین فرد زمینه

+نوشته شده در 88/06/06ساعتتوسط مومیایی | |

ساده می گی دوستم داری
ساده ازم دل می کنی
دروغ بود حرفات عزیزم
که گفتی عاشق منی؟

همه هستی و وجودم
عشق پاک تو سینه م بود
نمی دونستم که این عشق
می شکنه قلب منو زود

تو می خندی به دل من
که چه ساده تو رو داد رات
که چه ساده عاشقت شد
عشقشو به قلب تو باخت

بازی کردی نقشتو خوب
شدی مجنون و دیوونه
واسه رفتن از کنارم
می آوردی هی بهونه

واسه تو فرقی نداره
کی بدون تو می میره
تو فقط می خوای همیشه
یکی دستاتو بگیره

واسه من مهم اینکه
کی شبها پیشت می خوابه
می کشه دست روی موهات
وقتی نیستی اون بی تابه

تو همونی که یه عمری
من می رقصیدم به سازش
واست هر کاری می کردم
تا منو کنی نوازش

تو می گفتی عشق و دوستی
به صداقته همیشه
کو کسی که تو می گفتی
هیچ وقت از من سیر نمیشه

واسه راحتیت عزیزم
تا همیشه خفه میشم
می بندم چشامو شاید
توی خواب بیای تو پیشم

از خدا می خوام که تو خواب
نفسو ازم بگیره
وقتی تو منو نمی خوای
بهتره جسمم بمیره

اگه مردم سر قبرم
حق نداری اشک بریزی
تو با اینکه بی وفایی
اما باز واسم عزیزی

حرف آخرو میتونی
تو نگاه من بخونی
تو رو دوست دارم همیشه
کاش اینو تو خوب بدونی

+نوشته شده در 88/05/16ساعتتوسط مومیایی | |

 

Photo-Skin.ir

ترس از دست دادن تو
بوده عمری تو وجودم
عاشقم نبودی اما
نازنينم من که بودم

تو منو نخواستی اما
من که خواستم بهترينم
حاضرم که عاشقونه
در کنار تو بميرم

پيش من بودی هميشه
اما قلبت جای ديگه
تو خودت نگفتی اما
چشمات اينو داره ميگه

واسه من سخته ببينم
تو رو روزی با غريبه
به خودم مي گم دروغه
همه ی اينها فريبه

تو رو خواستم اما سرد بود
آغوشت واسم هميشه
برو با هر کی که می خوای
عشق که زورکی نميشه

برو با چشمهاي خيسم
بت ميگم خدانگهدار
برو پيش عشقت امروز
برو به اميد ديدار

 

+نوشته شده در 88/05/10ساعتتوسط مومیایی | |

یه آهنگ قشنگ برای دانلود گذاشتم بنام ثانیه های باطل

امیدوارم که خوشتون بیاد .

برای دانلود به ادامه ی مطلب برید .

 

 

 

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در 88/04/28ساعتتوسط مومیایی | |

 Photo-Skin.ir

 

پشت اين در هاي بسته
منتظر تا کي بشينم
آرزوم اينه چشاتو
بار ديگه اي ببينم

آرزوم اينه بخوابي
شبي پيش من تو رويا
تو رو مي خوام اي وجودم
از همه هستي دنيا

منم و اين دل تنگم
منم و شب زنده داري
کي مي خواي عشقت رو واسه
قلب من هديه بياري

به خدا بسته به جونم
بودن و نبودن تو
واسه من شده يه کابوس
قصه ي نديدن تو

سرد و سوت و کوره کوچه
اگه توش قدم نذاري
نذار ترسم بشه اينکه
تو ديگه دوستم نداري

اگه تو هنوزم هستي
عاشق و ديوونه ي من
کم کن اين فاصله ها رو
سر بذار رو شونه ي من

واسه اميد به فردا
تو واسم هستي بهونه
تا ابد مي خوامت عشقم
قسم به اهل زمونه

+نوشته شده در 88/04/20ساعتتوسط مومیایی | |

 

دلم از آسمون گرفته بازم
نمي دونستم عشقو بت مي بازم

به من گفتي که سر تا پا نيازم
نتونستم که با هوس بسازم

دعات مي کنم تو راز و نيازم
قسم مي خورم به اسم تو بازم

به وجودت تو زندگيم مي نازم
دوستت داشتم و دارم گل نازم

+نوشته شده در 88/04/13ساعتتوسط مومیایی | |

خيالم راحته دستاتو دارم توي رويا
خيالم راحته مياي به خوابم همه شبها

خيالم راحته هميشه هستي در کنارم
اگرچه بي وفا بودي ولي دوستت مي دارم

خيالت با منه اگرچه دستام سرده سرده
نمي دوني که زندانبان قلب با من چه کرده

به من ميگه فراموشش کن اون دوستت نداره
ولي منتظرم که نامه تو بادي بياره

تو نامه ت دوست دارم که بخونم تهي ز دردي
وقتي نامه ت تموم شد بت بگم که خيلي مردي

بعدش قاصدها رو خبر کنم بيان کنارت
ببوسن گونتو بجاي يار بي قرارت

+نوشته شده در 88/04/04ساعتتوسط مومیایی | |

 

حریم قلب من را پادشاهی جز تو نیست
تمام عمر در بند تو بودن قصه نیست
برای شادی ای تنها امید زندگی
مرا خوشتر ز حس با تو بودن چاره نیست

در آغوشت مرا جانی دوباره می دهی
سرت را روی قلبم بی بهانه می نهی
ندانم سر این چشمان پر احساس را
که با هر دیده اش بر من گشاید درگهی

به دور گردنت حلقه زده دستان من
به چشمان سیاهت زل زده چشمان من
تو را می بوسم و آتش عشق در پیکرم
شود شعله ور و تنها تویی درمان من

زمان ایستاده و دستان من در دست تو
شتابان می زند نبض وجود من و تو
به هم قول می دهیم با هم بمانیم تا ابد
و این هم می شود شعر و سرود من وتو

+نوشته شده در 88/03/30ساعتتوسط مومیایی | |

قصه ی نا تموم من

تموم میشه با تو گلم

وقتی رسیدم ته خط

نقطه می ذارمو میرم

 

قول میدم وقتی که رفتم

نبینی ازم نشونی

دوست دارم که قبل رفتن

ساعتی پیشم بمونی

 

توی  باغ  آشنایی

لحظه ای پیشم بشینی

وقتی می خندم تو چشمام

رنگ احساسو ببینی

 

بکشی دست روی موهام

بگیری دست های سردم

وقتی می بوسی لب هامو

فکر  کنم  تهی  ز  دردم

 

آره قلب عاشق من

داره از چشات یه خواهش

که روی این تن خسته

بکشی دست نوازش

 

میشکنی غرورمو تو

اگه که بگی نمیشه

منم عاشقونه میرم

از کنارت  تا همیشه

وقتی رفتم جای بوسه م

روی گونه هات میشینه

هرکی عاشق نگات شد

منو تو چشات می بینه

 

من همیشه با تو هستم

گرچه نیستم در کنارت

یه روز یاد من می افتی

یاد   یار   بی قرارت

+نوشته شده در 88/03/28ساعتتوسط مومیایی | |

ای قشنگترین بهانه

واسه انتظار کشیدن

شده آرزوی چشمام

روی ماه تو رو دیدن

+نوشته شده در 88/03/28ساعتتوسط مومیایی | |

تو را با غم چکار آید

تو را که بی وفا هستی

تو را که با دلی بی رحم

ز معشوقت جدا هستی

 

تو را یک دل خدا داده

که ذراتش شده از سنگ

شکستی قلب من اما

شده این دل برایت تنگ

 

نفهمیدم چه شد چشمم

به دنبال تو می چرخید

نفهمیدم چه کردی تو

که لب بی تو نمی خندید

 

تمام روز به یاد تو

چشمم تر بود لبم بسته

چو شب می شد تب عشقت

مرا می کرد همی خسته

 

نشد قسمت که من باشم

برایت   آخرین   مقصود

دگر فهمیده ام که من

شدم در عشق تو مردود

 

برو ای یار دیرینم

برو دیگر نمی خواهم

شوم لیلی غمسوزت

برو دلبر نمی خواهم

+نوشته شده در 88/03/28ساعتتوسط مومیایی | |

دور اسمت خط کشیدم

چونکه با من بی وفایی

نمی دونستم که میشه

سهم من از تو جدایی

 

تو هوای مه گرفته

که میزد بارون به شیشه

دستاتو خواستم بگیرم

اما تو گفتی نمیشه

 

اومدم نزدیک تا بازم

ببوسم صورت ماهت

اما خواهشی رو خوندم

تو چشای بی گناهت

 

مثل ابر های گرفته

دل من میخواست بباره

اما تو چشات میخوندم

که واست فرقی نداره

 

من واسه همیشه رفتم

تا  دلت  آروم  بگیره

پاره کردم عکستو تا

تو دلم عشقت بمیره

 

تو هوای سرد و ابری

دست کشیدم روی قلبم

حس میکردم چیزی میگه

من هنوز عاشقت هستم

خسته و پیاده رفتم

زیر   رگبار   ترانه

دل بریده از تو و از

همه عشاق زمانه

 

+نوشته شده در 88/03/28ساعتتوسط مومیایی | |

حذف شد .

رویای سبز خیالیم !

+نوشته شده در 88/03/11ساعتتوسط مومیایی | |

باورم نمی شد اما

تو رو دیدمت کنارش

می کشیدی دستتو رو

زلف بی نقش و نگارش

 

چشماتو تو دوخته بودی

به نگاه بی قرارش

تو دلت خندیدی گفتی

اون یکی رو بی خیالش

 

ارزشم واست همین بود

یه خیانت دوباره

راست می گفتی عاشقیمون

زیادی دووم نداره

 

تو با این همه غرورت

می تونی با اون بمونی

من می رم واسه همیشه

شاید قدرمو بدونی

 

+نوشته شده در 88/03/07ساعتتوسط مومیایی | |

Photo-Skin.ir

 سر قبرم ای عزیزم

نکنی گریه یه وقتی

نمیخوام بخاطر من 

بشکنی یه روز به سختی  

 

تن بی روحمو دیدی

چشماتو ببند تو نازم

بغض سردتو نگه دار

بزار من بهت بنازم

 

یاد ایام گذشته

دستامو بگیر تو دستت

بو بکش عطر تنی رو

که میکرده روزی مستت

 

سرتو بزار رو شونم

بزار تا خوابت بگیره

با نگات بهم نفهمون

که واسه این کارها دیره

 

یادته بهم میگفتی

نمیاد روز جدایی؟

پس چرا میکنی هق هق

میگی عشق من کجایی؟

+نوشته شده در 88/02/09ساعتتوسط مومیایی | |

 

تو چشم من نگاه نکن

غصه م میگیره نازنین

باید برم از پیش تو

فرصت ندارم من همین

 

چشام پر از اشک شده بود

وقتی که دیدمت با اون

اصرار میکردی که نرو

اینجا پیش خودم بمون

 

اما دیگه دیر شده بود

موندن من فایده نداشت

دستای تو تو دست اون

سرما رو قلب من گذاشت

 

من میرم اما عزیزم

بزار یادگار بمونه

حرمت عشقی که داشتیم

بعد رفتنم تو خونه

 

تو میشی بازم دوباره

مجنون یه عشق دیگه

اما لیلی قدیمیت

بعد تو عاشق نمیشه

 

من میرم خدانگهدار

اشکاتو نزار بریزه

روی گونه های سردی

که واسم خیلی عزیزه

 

 

من میرم خدانگهدار

میبرم زود تو رو از یاد

می سپارم هرچی بوده

بینمون به دست های باد

+نوشته شده در 88/02/09ساعتتوسط مومیایی | |

تو یه روز سرد برفی

قلبمو پس دادی رفتی

 

تو نگفتی کم میارم

من که بی تو بی قرارم

 

همه عاشقا می تونن

تو چشای هم بخونن

 

تو چشات عشقی رو خوندم

عمرمو به پات سوزوندم

 

دادی تو جواب کارم :

که دیگه دوست ندارم

 

میدونم دروغ می گفتی

چون نگام نکردی رفتی

 

چشمتو دوختی به جاده

بردی از یادم چه ساده

 

ولی عشق تو ٬ تو سینه

هنوزم به دل می شینه

 

رسم عاشقی همینه

آخر عشق میشه کینه

 

ولی کاش یادت بمونه

رسمهای تلخ زمونه

 

اونیکه برات می میره

یه روز انتقام می گیره

 

+نوشته شده در 88/01/31ساعتتوسط مومیایی | |

تو را در قلب خود جا داده بودم

ولی ترکم تو کردی بهترینم

نمی دانم کجا کردم خطایی

که باید از فراق تو بمیرم

 

در این دنیای سرد و سنگی عشق

که گرگانش طمعکارند و بی رحم

طمع کردی تو در احساس و روحم

فریبم دادی و کردی اسیرم

 

میان آن همه نیرنگ و حیله

دلم در جستجوی مهربانی

برایت قصه های عاشقی خواند

که شاید تو برای او بمانی

 

ولی رفتی و گفتی بی وفا بود

خودش با من دلش با یار دیگر

نرنجیدم از این تهمت ولی کاش

نگیری تو سراغم بار دیگر

 

خدایا گرچه دلگیرم ز دستش

اگرچه راه ما از هم جدا شد

ولی طاقت ندارم من ببینم

که قطره اشکی  از چشمش رها شد

 

دگر حرف دلم پایان رسیده

درون سینه ام جز آه و غم نیست

برایم مانده چند خاطره ی سرد

که سرمایش برای مرگ کافیست

+نوشته شده در 88/01/20ساعتتوسط مومیایی | |

اگه رفتی و نموندی

یاد تو همش باهامه

میدونی نبودن تو

دلیل شب گریه هامه

 

چرا رفتی از کنارم

بیشتر از من کی میخوادت

راست بگو وقتی که نیستم

کی شبها میاد به خوابت

 

حالا که تحویل ساله

آرزوم فقط یه چیزه

شادی و خوشبختی واسه

اونکه بهترین عزیزه

 

سال نو بر تو مبارک

بهترین غمخوار دیروز

قدرتو ای کاش بدونه

اونیکه پیشته امروز

 

 

 

پ.ن: سال نو مبارک .

+نوشته شده در 88/01/11ساعتتوسط مومیایی | |

 

شوق با تو بودن در من مرد ،

تا تو دست در دست دیگری

از کوچه های عشق گذر کنی !

 

 

 

پ.ن: غمگین نیستم از این همه تنهایی.

 چون در تنهاترین تنهایی هایم تو را دارم، خدایا !

 

+نوشته شده در 87/12/20ساعتتوسط مومیایی | |